X
تبلیغات
رایتل

هزینه ها بالاست ظاهرا

یکشنبه 19 آذر 1396 ساعت 21:19

تفاهمی که از افزایش تعرفه های گمرکی جدید منتشر شده خیلی جالبه.

این هم البته مثل همه موضوعات دیگه چند روزی در تیتر روزنامه ها و سایت ها خودنمایی کرده و از یادها خواهد رفت. دقیقا مثل تمام مصوبات بی ربط و بی حساب و کتاب دیگه. چند روزی در اینستاگرام و تلگرام مهمان تحلیل ها و احیانا اعتراض های عده ای خواهیم بود و پس از آن وسیله ایاب و ذهاب برای فراموشی محیا است، دوستان بفرمایید... بعد از این که این نرخ های جدید به تصویب برسند به اصطلاح خودروسازانی که دائما خون مردم رو در شیشه می کنند با خیال راحت تر و در امنیت بیشتری به کار خود ادامه خواهند داد.


فقط بلدیم چهار سال یبار دچار جو گرفتگی بشیم بریم رای بدیم بعدش هم هر کی هر کاری خواست بکنه خیلی به خودمون زحمت بدیم یه غری بزنیم و بریم پی کارمون...

در نقش یاد ...

جمعه 17 آذر 1396 ساعت 16:52

برای شانزده آذر گذشته: فرمودن که دانشجو مطالبه گری کند، نقد وضعیت موجود کند و از این دست فعالیت ها و پر کردند در و دیوار شهر را با بنرهای روز دانشجو و تکرار همین شعارها ...


شاید در گوشه و کنار مطلبی یا خبری به گوشتان رسیده باشد در روزهای اخیر که یاد واقعه ای در ذهنتان تازه شده باشد اما به عنوان یکی از اعضای جامعه ای که در آن زندگی می کنم به جا می دانم تا رویداد تلخی را یادآوری کنم که اغلب ما در طول سال به آن فکر نمی کنیم و به کلی فراموش کرده ایم. فراموشی؛  واکنش معمولی که در مقابل چنین رویدادهایی داریم. حادثه اتوبوس جوانان سرباز را فراموش کردیم چنان که صانحه برخورد دو قطار را و فروریختن پلاسکو را.


هر سال حدود بیست هزار نفر در سوانح جاده ای کشور جان خود را از دست می دهند و ما اخبار مربوط به این فجایع را روز و شب از رادیو و تلویزون و سایتهای خبری میشنویم و میبینیم و در جریان قرار میگیریم که دیگر این اخبار کسی را به فکر وا نمی دارد. باور کنید اگر صبح که از خانه بیرون می رویم دنبال روزمرگی هایمان اگر گربه ای را که در تصادف با وسیله نقلیه ای جوانمرگ شده باشد ببنیم، آن روزمان تا شب یک جوری شده و احتمالا دائم در فکر خواهیم و بود و اگر موقع ناهار باز یادش بی افتیم اشتهای زیادی برای غذا خوردن نخواهیم داشت ولی از شنیدن خبر مرگ هم نوعانمان در جاده ها و تلف شدن سرمایه های انسانی در اغلب موارد اندک تغییری در پارامترهای سهمی های ابروانمان نیز دیده نمی شود. چه بر سر ما می رود؟


اما رویدادی که یادش را در سر دارم...

برای پانزده آذر: سال هزار و سیصد و هشتاد و چهار شمسی در پانزدهم آذرش هواپیمای نظامی C130 که تعدادی خبرنگار را برای پوشش خبری یک رزمایش در زاهدان اعزام شده بودند، با خود حمل می کرد که دقایقی پس از برخاستن در یک شهرک مسکونی سقوط کرد و علاوه بر از دست رفتن سرنشیان هواپیما، تعدادی از ساکنین آن شهرک نیز کشته شدند. همه مان فراموشش کردیم همانطور که رویدادهای دیگر را. 13 سال می گذرد و ظاهرا هنوز پرونده این فاجعه بسته نشده است. هیچ به خانواده هایی که 13 سال است هر روز به جای خالی پدر، برادر یا دیگر نزدیکانشان نگاه می کنند و مثل من و شما این فاجعه برایشان عادی نمی شود؟


از این سکوت و فراموشی چه سود برده ایم که همچنان مصرانه برآنیم؟


جملات بیشتری نوشته بودم اما دچار خودسانسوری شده و حذف کردم، باشد که در موقع مناسب مطرح گردند...

پیشرفتی که وارونه شد!

شنبه 31 تیر 1396 ساعت 08:10

روزگاری تعدادی از معتبرترین اتومبیل سازان دنیا در ایران نماینده رسمی  و مستقیم داشتند و علاوه بر آن خط تولید برخی محصولاتشان در ایران فعال بود. به عنوان مثال می توان به تولید محصولات کادیلاک، جیپ و شورولت اشاره کرد.


درست در زمانی که صنایع ایران از جمله خودروسازی با شتاب قابل توجهی در حال پیشرفت بودند، انقلاب به وقوع پیوست. عده ای از سرمایه داران از ترس گرفتار شدن در تغییراتی که پیش رو بود ایران را ترک کردند. عده ای دیگر نیز به تشخیص مقامات وقت و به علت ارتباط با رژیم شاهنشاهی محکوم به مصادره اموال شدند. به این ترتیب اکثر کارخانجات و مراکز تولیدی کشور مصادره شدند.


اکنون بعد از نزدیک به گذشتن چهار دهه از وقوع این اتفاقات شاهد پسرفت شدید کیفیت و استانداردهای این صنایع و تولیدی ها هستیم. موقعیت های شغلی بسیار فراوانی از دست رفتند، بسیاری از کارخانجات به ورشکستگی کامل کشیده شدند. اکنون شرکت هایی که زمانی در شراکت با برترین و معتبرترین برندهای جهانی همکاری داشتند برای بقای تشکیلات خود دست به دامان شرکت های بی نام و نشان چینی شده اند.


نتیجه این رویکرد جدید تولید محصولات چینی در همان کارخانه هایی است که روزگاری محل تولید و مونتاژ برندهایی همچون جیپ بودند.

رسیدیم به آن جا که خودرویی ساخته شد با استفاده از موتور و جعبه دنده پژو و طراحی تقلیدی از فولکس واگن که در نهایت آن را خودروی ملی خواندند! ماشین های چینی که از پشت سر گذاشتن حداقلی ترین استانداردهای بین المللی نیز عاجزند.


شاهد از دست رفتن مجموعه های بسیار باارزشی مانند کفش ملی هستیم که زمانی برای بیش از 10 هزار نفر فرصت شغلی ایجاد کرده بود و محصول با کیفیتی را در اختیار مشتریان می گذاشت . اما اکنون در حدود 700 نفر پرسنل دراین مجموعه مشغول به کار هستند و وضعیت این برند در بازار بسیار نامطلوب است...


این فرایند پست رفت تا کجا ادامه خواهد داشت؟

آیا راه حل صحیح پر کردن خلا های موجود در صنایع مختلف کشور، استفاده از محصولات بی کیفیت و بی اصالت چینی است؟

رویدادی متفاوت در رسانه های خودرویی...

جمعه 23 تیر 1396 ساعت 23:58

|رویدادی ویژه|


یکشنبه ساعت هشت و نیم شب

پخش زنده از اینستاگرام نسل برتر