X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

در نقش یاد ...

جمعه 17 آذر 1396 ساعت 16:52

برای شانزده آذر گذشته: فرمودن که دانشجو مطالبه گری کند، نقد وضعیت موجود کند و از این دست فعالیت ها و پر کردند در و دیوار شهر را با بنرهای روز دانشجو و تکرار همین شعارها ...


شاید در گوشه و کنار مطلبی یا خبری به گوشتان رسیده باشد در روزهای اخیر که یاد واقعه ای در ذهنتان تازه شده باشد اما به عنوان یکی از اعضای جامعه ای که در آن زندگی می کنم به جا می دانم تا رویداد تلخی را یادآوری کنم که اغلب ما در طول سال به آن فکر نمی کنیم و به کلی فراموش کرده ایم. فراموشی؛  واکنش معمولی که در مقابل چنین رویدادهایی داریم. حادثه اتوبوس جوانان سرباز را فراموش کردیم چنان که صانحه برخورد دو قطار را و فروریختن پلاسکو را.


هر سال حدود بیست هزار نفر در سوانح جاده ای کشور جان خود را از دست می دهند و ما اخبار مربوط به این فجایع را روز و شب از رادیو و تلویزون و سایتهای خبری میشنویم و میبینیم و در جریان قرار میگیریم که دیگر این اخبار کسی را به فکر وا نمی دارد. باور کنید اگر صبح که از خانه بیرون می رویم دنبال روزمرگی هایمان اگر گربه ای را که در تصادف با وسیله نقلیه ای جوانمرگ شده باشد ببنیم، آن روزمان تا شب یک جوری شده و احتمالا دائم در فکر خواهیم و بود و اگر موقع ناهار باز یادش بی افتیم اشتهای زیادی برای غذا خوردن نخواهیم داشت ولی از شنیدن خبر مرگ هم نوعانمان در جاده ها و تلف شدن سرمایه های انسانی در اغلب موارد اندک تغییری در پارامترهای سهمی های ابروانمان نیز دیده نمی شود. چه بر سر ما می رود؟


اما رویدادی که یادش را در سر دارم...

برای پانزده آذر: سال هزار و سیصد و هشتاد و چهار شمسی در پانزدهم آذرش هواپیمای نظامی C130 که تعدادی خبرنگار را برای پوشش خبری یک رزمایش در زاهدان اعزام شده بودند، با خود حمل می کرد که دقایقی پس از برخاستن در یک شهرک مسکونی سقوط کرد و علاوه بر از دست رفتن سرنشیان هواپیما، تعدادی از ساکنین آن شهرک نیز کشته شدند. همه مان فراموشش کردیم همانطور که رویدادهای دیگر را. 13 سال می گذرد و ظاهرا هنوز پرونده این فاجعه بسته نشده است. هیچ به خانواده هایی که 13 سال است هر روز به جای خالی پدر، برادر یا دیگر نزدیکانشان نگاه می کنند و مثل من و شما این فاجعه برایشان عادی نمی شود؟


از این سکوت و فراموشی چه سود برده ایم که همچنان مصرانه برآنیم؟


جملات بیشتری نوشته بودم اما دچار خودسانسوری شده و حذف کردم، باشد که در موقع مناسب مطرح گردند...

آگاهی-اراده-تغییر

دوشنبه 22 آبان 1396 ساعت 12:24


در این یادداشت سعی کردم به طور خلاصه بیان کنم ماجرای پلاک تاریخی چه بود و به کجا رسید، به یاد کتاب‌های تاریخ دوران مدرسه، "پلاک تاریخی "  که بود و چه کرد؟ (2.5 نمره)  D:


از طریق این لینک می توانید مطالعه بفرمایید یادداشت بنده رو بر این موضوع و خوشحال میشم اگر نظری دارید در قسمت نظرات همان لینک برایمان بنویسید

khodronevis.com/fa/news/10905

برچسب‌ها: نه به پلاک تاریخی

اراده ای که بی نتیجه نماند

سه‌شنبه 16 آبان 1396 ساعت 15:14

چندی پیش مشخص شد که تلاش ها و پیگیری های مجموعه داران و کلاسیک سواران بی ثمر نبوده و توانسته اند گام مهمی در جهت دستیابی به حقوق خود بردارند. مثال کوچکی است، اما نشان می دهد که هنوز هم اراده یک جامعه چندان هم در سرنوشت آن بی تاثیر نیست. یادداشتی در این خصوص نوشته ام که احتمالا به زودی در یکی از وبسایتهای خبری منتشر خواهد شد...


برچسب‌ها: نه به پلاک تاریخی

نه به پلاک تاریخی

پنج‌شنبه 13 مهر 1396 ساعت 00:59

یکی از بزرگترین مشکلات در صنعت و بازار خودروی کشور، عدم حضور افراد متخصص و دلسوز در جایگاه های مختلف است. بعد از گذشت نزدیک به چهل سال از انقلاب و دگرگونی نظام مدیریتی و تغییر بسیاری از مسایل که تعریف و توضیحشان به حق در حوصله این مطلب نمی گنجد، می گذرد. با توجه به این موضوع شکلی که امروزه از وضعیت صنعت اتومبیل و شرایطی که از بازار این وسایل نقلیه شاهد آن هستیم، نشان می دهد هیچ فعالیت نتیجه بخش و مفیدی در این سال ها صورت نگرفته است. اگر هم کار مفیدی انجام شده باشد به صورت مستمر و گسترده نبوده است.

بعد از گذشت این مدت هنوز امکان خرید خودروی استاندارد و با کیفیت معمولی برای خانواده ای با درآمد متوسط وجود ندارد. امروزه برای خرید یک پژو 405 که طراحی آن در سال 1987 و در کشور فرانسه صورت گرفته است، باید حدود 30 میلیون تومان هزینه پرداخت شود. خودروی با کیفیت بسیار پایین و ایمنی ضعیف و کیفیت سواری نه چندان رضایت بخش و تقریبا خودرویی بدون آپشن.

کیفیت قطعات، مواد مصرفی و به طور کلی کیفیت ساخت خودروهای ساخت داخل در سال های اخیر به شدت افت کرده است و از نظر افراد مختلف خرید بسیاری از این خودروها  با کیفیت و شرایط فعلی به هیچ وجه منطقی نیست.  (از حدود سال 89 به بعد که ارتباط ما با کشورهای سازنده خودروها تقریبا قطع شد، برای تامین مواد اولیه مورد نیاز تولید خودرو دست به دامان چینی هایی شدیم که به ازای پول حاضر به تولید هر محصولی هستند...)

در سال های گذشته، چه قبل از انقلاب و چه بعد از آن، خودروهایی بسیار مرغوب و اصیل از خودروسازان برتر جهان، به صورت عمده یا محدود  وارد کشور شده اند و بسیاری از آن ها همچنان سالم بوده و بدون هیچ مشکلی قابل استفاده هستند. بسیاری از مردم هنوز از این خودروهای قدیمی به عنوان وسیله نقلیه روزمره استفاده می کنند. بسیاری از مردم با درآمد اندک خود با دلسوزی و زحمت فراوان از آن ها نگهداری می کنند.

تعدادی از خودروهای قدیمی و کلاسیکی هم در ایران وجود دارند که به همت افرادی دقیق، خوش سلیقه و دلسوز، از زیر انبوه گرد و خاک بیرون کشیده شده، زنگار از آن ها زدوده و جانی دوباره به آن ها بخشیده اند. به لطف این عده امروزه میبینیم که اتومبیل های بسیار ارزشمند با دقت فراوان و کیفیت بسیار بالا بازسازی شده به قول معروف"مثل ساعت کار می کنند"! خودروهایی از دهه های  1960، 1970 و در بعضی موارد حتی قدیمی تر چنان با دقت از آن ها نگهداری شده یا بازسازی شده اند که می توان با اطمینان به مراتب بیشتر  بیشتر و غیرقابل مقایسه ای نسبت به خودروهای تولید سال ایران خودرو و سایپا از آن ها استفاده کرد.

بنابراین در حال حاضر خودروهای قدیمی گوناگون با کاربری ها بسیار متفاوتی در کشور وجود دارد که توسط افراد مختلف با دیدگاه های متفاوت نگه داری و استفاده می شوند.

بازار خودروهای نو کشور با محدودیت های بسیاری رو به رو است. از تعرفه های نابخردانه و کیفیت پایین خودروهای ایرانی و چینی که بگذریم، بسیاری از خودروسازانی که در گذشته در ایران حضور داشته اند در حال حاضر به هیچ وجه حضور ندارند. از طرفی اتومبیل های ساخت آمریکا در ایران قابل عرضه نیستند. حجم موتور های بالا نیز در بازار خودروهای نو مورد تایید مراجع قانونی محترم مربوطه نیست.

بسیاری آلودگی هوای شهرهای کشور را به گردن خودروهای کلاسیک و اصیل دوست داشتنی می اندازند، این در حالی است که بسیاری از آن ها به راحتی توسط مراکز معاینه فنی، برگه معاینه را دریافت می کنند. موتورسیکلت های قدیمی را که به استناد به گزارش ماهنامه صنعت حمل و نقل، 5 تا 8 برابر خودرو یی با استاندارد یورو 2 آلاینده تولید می کنند را فراموش  کرده اند... موتور سیکلت هایی که علاوع بر آلوده کردن هوا، آزار دادن گوش های شهروندان را نیز به خوبی بلدند. سوخت بی کیفیت را فراموش کرده اند...

حال عده ای در حال تصویب مصوباتی هستند برای محدود کردن این خودروهایی که بعضی از آن ها با خون دل جمع شده اند بازسازی شده اند یا از آن ها نگه داری می شود. مصوباتی که تردد و بسیاری موارد دیگر این خودرو ها را محدود خواهد کرد. محدودیت هایی که مالکیت این خودروها را زیر سوال می برد. قوانینی که هیچ مالکی آن ها را نمی پسندد. البته هنوز متن نهایی چنین قوانینی منتشر نشده است و امیدوارم در صورت تصویب به ضرر هیچ کس نباشند، اما راه منطقی و عاقلانه آن است که اگر قرار باشد برای جامعه ای هر چند کوچک تصمیمات کلانی گرفته شود، نمایندگانی از میان همان جامعه ی هدف نیز در فرآیند این تصمیم گیری حضور داشته باشند. چنان که در جوامع پیشرفته تر  قانون گذاران هر کشور  از میان مردم همان انتخاب می شوند. (صرف نظر از عملکرد صحیح یا غیر صحیح این ساختار ها)

من به عنوان کوچکترین عضو از خانواده خودرونویسان ایران از تک تک مالکین و دوست داران خودروهای کلاسیک تقاضا دارم در صورتی که مفاد قوانین جدید در دسترس عموم قرار گرفت و کوچکترین مغایرتی با حقوق عادی و اولیه آن ها مشاهده شد، نسبت به حقوق خود اقدام کرده و از مسولان تقاضای راهکار متفاوت و به حقی را داشته باشید چنان که تا پیش از این بر آن بودید. اما باید با تمام حواس مراقب سو استفاده ها و توطئه ها بود و این اعتراض هایمان از چهارچوب خود خارج نشود و باعث تخطی از  قوانین کشور نشود. در چهارچوب حفظ آرامش و شئون مختلف از حقوق خود دفاع خواهیم کرد.

نادر گلچین ...

جمعه 31 شهریور 1396 ساعت 15:10

هنر خوار شد جادویی ارجمند

نهــان راســــتی آشکارا گـــزند


چند روز پیش بود که خبری خواندم از گله و شکایت خانم نازنین گلچین از بی توجهی مسئولین و این پرسش توسط ایشان مطرح شده بود که چرا حال که پدرشان در بستر بیماری است، مورد کم لطفی  قرار گرفته  اند کسی از ایشان یادی نمی کند. البته باید جستجو کنم تا اصل خبر و متن مصاحبه فرزند این هنرمند را درج کنم تا خدای ناکرده نقل قول بی حساب و کتابی نکرده باشم.


امروز در یکی از این شبکه های اجتماعی به پستی برخوردم از آهنگ شکوه محسن نامجو، کنجکاو شدم و متوجه شدم که در پی خبر فوت استاد نادر گلچین این پست منتشر شده بود، برای یاد بود.


افسوس بسیار خوردم، چرا که بعد از مشاهده همان مصاحبه که در ابتدا گفتم، قصد نوشتن یادداشتی در مورد بی مهری به هنرمندان این کشور در سال های اخیر کردم. همچنین خواستم چند کلمه ای از اطلاعات ناچیزم راجع به زنده یاد نادر گلچین بنویسم، اما امیدم  بیش از این بود و مهلتی به خودم دادم برای چنین یادداشتی. در نتیجه اش شد این افسوس.


شاید اندک رهگذارانی که مسیرشان به این وبلاگ کم رونق می افتد در دل خود چنین یادداشت هایی را از سوی من تمسخر کنند، چرا که نهایتا این پست به دست افراد زیادی نمی رسد. مسلما خرده ای بر ایشان نیست، اما امید دارم اگر کسی در مقابل چنین مسائلی احساس مسئولیتی کرد:

در حد و وسع خودش؛

در حد یک استوری،

یک پست اینستاگرام،

پستی در وبلاگ شخصی،

پیغامی در گروه یا کانالی در  تلگرام...

یادآور شود درگذشت نادر گلچین که آهنگ های خاطره انگیز بسیاری با صدای ایشان در ذهن داریم و تذکر بدهد از این بی توجهی ها...


کسانی که سال ها عمر خود را وقف موسیقی اصیل و پر معنی ایرانی کرده اند، مدت ها است که در هاله ای از سکوت در حال فراموشی اند...


( تعداد کل: 93 )
<<    1       ...       4       5       6       7       8       ...       19    >>