چه عایدمان است از بی تفاوتی؟

سه‌شنبه 3 بهمن 1396 ساعت 23:41

مدتها بود که به تصویب رسیدن برخی قوانین و مطرح شدن برخی تصمیم گیری ها به طور مشخص در صنعت و بازار خودرو، موضوعی را به طور مبهم در ذهنم شکل داده بود که رفته رفته از ابهام آن کاسته و مطمئن تر می شدم. این موضوع نه مرتبط به دولت روحانی است نه دولت های دیگر. سخن کوتاه کنم: از نظر من در کل مراکز تصمیم گیری و مدیریتی که مربوط به صنعت خودرو می شود شخصی وجود ندارد که از اطلاعات کافی در خصوص اتومبیل برخوردار باشد در غیر این صورت در طول این همه سال نباید شاهد انواع و اقسام مصوبات بی پایه و اساس می بودیم. در همین مورد و پیرو حرف های دیشب دکتر روحانی مطلب کوتاهی نوشتم که می توانید در لینک زیر مشاهده کنید.

اطلاعات نادرست به مدیران داده می‌شود؟


 
ادامه مطلب ...

برچسب‌ها: دکتر روحانی

عجبا! عجبا!

دوشنبه 25 دی 1396 ساعت 01:23

در خبری شنیدم که آقای فرهاد رهبر که انتصاب خودشون مورد سوال هست، ائمه جمعه همه استان ها را طی حکمی به عضویت هیات امنای این دانشگاه منصوب کردند!


کاش شایعه بود...

سه‌شنبه 12 دی 1396 ساعت 12:29

سرد،

به اندازه زمستان اخوان...

برچسب‌ها: مهدی اخوان ثالث

هزینه ها بالاست ظاهرا

یکشنبه 19 آذر 1396 ساعت 21:19

تفاهمی که از افزایش تعرفه های گمرکی جدید منتشر شده خیلی جالبه.

این هم البته مثل همه موضوعات دیگه چند روزی در تیتر روزنامه ها و سایت ها خودنمایی کرده و از یادها خواهد رفت. دقیقا مثل تمام مصوبات بی ربط و بی حساب و کتاب دیگه. چند روزی در اینستاگرام و تلگرام مهمان تحلیل ها و احیانا اعتراض های عده ای خواهیم بود و پس از آن وسیله ایاب و ذهاب برای فراموشی محیا است، دوستان بفرمایید... بعد از این که این نرخ های جدید به تصویب برسند به اصطلاح خودروسازانی که دائما خون مردم رو در شیشه می کنند با خیال راحت تر و در امنیت بیشتری به کار خود ادامه خواهند داد.


فقط بلدیم چهار سال یبار دچار جو گرفتگی بشیم بریم رای بدیم بعدش هم هر کی هر کاری خواست بکنه خیلی به خودمون زحمت بدیم یه غری بزنیم و بریم پی کارمون...

در نقش یاد ...

جمعه 17 آذر 1396 ساعت 16:52

برای شانزده آذر گذشته: فرمودن که دانشجو مطالبه گری کند، نقد وضعیت موجود کند و از این دست فعالیت ها و پر کردند در و دیوار شهر را با بنرهای روز دانشجو و تکرار همین شعارها ...


شاید در گوشه و کنار مطلبی یا خبری به گوشتان رسیده باشد در روزهای اخیر که یاد واقعه ای در ذهنتان تازه شده باشد اما به عنوان یکی از اعضای جامعه ای که در آن زندگی می کنم به جا می دانم تا رویداد تلخی را یادآوری کنم که اغلب ما در طول سال به آن فکر نمی کنیم و به کلی فراموش کرده ایم. فراموشی؛  واکنش معمولی که در مقابل چنین رویدادهایی داریم. حادثه اتوبوس جوانان سرباز را فراموش کردیم چنان که صانحه برخورد دو قطار را و فروریختن پلاسکو را.


هر سال حدود بیست هزار نفر در سوانح جاده ای کشور جان خود را از دست می دهند و ما اخبار مربوط به این فجایع را روز و شب از رادیو و تلویزون و سایتهای خبری میشنویم و میبینیم و در جریان قرار میگیریم که دیگر این اخبار کسی را به فکر وا نمی دارد. باور کنید اگر صبح که از خانه بیرون می رویم دنبال روزمرگی هایمان اگر گربه ای را که در تصادف با وسیله نقلیه ای جوانمرگ شده باشد ببنیم، آن روزمان تا شب یک جوری شده و احتمالا دائم در فکر خواهیم و بود و اگر موقع ناهار باز یادش بی افتیم اشتهای زیادی برای غذا خوردن نخواهیم داشت ولی از شنیدن خبر مرگ هم نوعانمان در جاده ها و تلف شدن سرمایه های انسانی در اغلب موارد اندک تغییری در پارامترهای سهمی های ابروانمان نیز دیده نمی شود. چه بر سر ما می رود؟


اما رویدادی که یادش را در سر دارم...

برای پانزده آذر: سال هزار و سیصد و هشتاد و چهار شمسی در پانزدهم آذرش هواپیمای نظامی C130 که تعدادی خبرنگار را برای پوشش خبری یک رزمایش در زاهدان اعزام شده بودند، با خود حمل می کرد که دقایقی پس از برخاستن در یک شهرک مسکونی سقوط کرد و علاوه بر از دست رفتن سرنشیان هواپیما، تعدادی از ساکنین آن شهرک نیز کشته شدند. همه مان فراموشش کردیم همانطور که رویدادهای دیگر را. 13 سال می گذرد و ظاهرا هنوز پرونده این فاجعه بسته نشده است. هیچ به خانواده هایی که 13 سال است هر روز به جای خالی پدر، برادر یا دیگر نزدیکانشان نگاه می کنند و مثل من و شما این فاجعه برایشان عادی نمی شود؟


از این سکوت و فراموشی چه سود برده ایم که همچنان مصرانه برآنیم؟


جملات بیشتری نوشته بودم اما دچار خودسانسوری شده و حذف کردم، باشد که در موقع مناسب مطرح گردند...

( تعداد کل: 92 )
<<    1       ...       3       4       5       6       7       ...       19    >>