X
تبلیغات
رایتل

تکراریه ولی از ماست که بر ماست

دوشنبه 13 شهریور 1396 ساعت 21:43

مدتی بود که برای خودرونویس، روی مطلبی کار می کردم در مورد گران فروشی هایی که در بازار خودرو کشور رونق گرفته. در نهایت آخرین ویرایش اون هم انجام شد و رفت روی سایت... باشد که به مقصود برسیم...


خبر رو به صورت کامل در پست بعدی قرار میدم.


به امید روزی که انفعال از بخش های مختلف جامعه رخت بر بسته باشد...

امیدواری که گناه نیست...

نسل سوم BMW سری پنج

جمعه 10 شهریور 1396 ساعت 16:00



آشنایی با کد اتاق E34:
  • نسل سوم ب‌ام‌و سری پنج که با کد اتاق E34  شناخته می‌شود در فاصله سال‌های 1987 تا 1996 تولید شد
  • نسخه واگن سری پنج برای اولین بار بر روی این اتاق به تولید رسید
  • پیشرانه‌های V8 اولین بار در سری پنج با کد E34 معرفی شدند
  • اولین ب‌ام‌و سری پنج تمام چرخ متحرک 525iX بود که در این نسل به تولید رسید
  • همچنین E34 برای اولین بار در این سری، از امکاناتی نظیر سیستم کنترل پایداری، سیستم کنترل کشش، جعبه‌دنده دستی شش سرعته و دمپرهای تنظیم‌شونده بهره‌ می‌برد
  • نسل سوم سری پنج با گستره بسیار متنوعی شامل 9 پیشرانه عرضه می‌شد
  • اولین قدم‌های خودروساز باواریایی برای محصولات هیبریدی توسعه 518iev بود که مدل‌های i3 و i8 را می‌توان نتیجه پروژه‌های این‌چنینی ب‌ام‌و دانست

 (عکس بیشتر ادامه مطلب)


ادامه مطلب ...

برچسب‌ها: ب ام و، مرسدس بنز، E34، کد اتاق، W124

تماشا؟ حاجت؟

جمعه 3 شهریور 1396 ساعت 01:45

نسیم خنک شبانه و هزاران کلماتی که در ذهن غوطه میخورند؛ از این میان اندکی دست‌چین شده و از پس ده‌ها بازنگری جان به در برده، فرصت عرض اندام می‌یابند...

برچسب‌ها: شب، خلوت

نمره تاریخ در کارنامه...

پنج‌شنبه 26 مرداد 1396 ساعت 00:34

قرارداد تالبوت، معاهده گلستان، قرارداد 1933، معاهده ترکمانچای و امتیاز رویتر و غیره و غیره ...

در دوران مدرسه دائما برای این اسامی از کم فروشی ها، گران فروشی ها، امتیازهای بی حساب و ناعادلانه، استبداد، خیانت، غارت منابع داخلی و غیره نوشتیم و نمره ای از درس های تاریخ گرفتیم. از انحصارهای ظالمانه شرکت های اجنبی بر استخراج و استفاده از منابع ملی نوشتیم، مفاد این عهدنامه ها و قراردادها را به خاطر سپردیم تا کارنامه وزین تری داشته باشیم. شاید در این میان برحماقت ها و خیانت های قاجار و دیگران نیز کمی تاسف خورده باشیم.


تمامی این ها وقتی از خاطرم گذشت که معلوم شد پژو 301  نزدیک به 100 میلیون تومان قیمت خورده است، در حالی که پیش تر محدوده 50 میلیونی برای آن اعلام شده بود. به هر حال در این روزگار دیگر کسی فتوای تحریم کالایی را نمی دهد که مبادا خائن بخوانندش یا انگ های دیگری وصله عبایش شود و در نهایت ماییم که باید منتظر بمانیم تا ببینیم نسل های بعدی از تاخت و تاز این به اصطلاح خودروسازان،نمره ای عایدشان می شود یا خیر ...

برچسب‌ها: تالبوت، پژو، ایران خودرو

انفعال خوب نیست به خدا... خیلی بده

سه‌شنبه 24 مرداد 1396 ساعت 23:47

برگی دیگر از کتاب قطور گران فروشی ها و بی اخلاقی ها در صنعت و بازار خودرو کشور  در حال ورق خوردن است.


به خوبی در یادم هست، چطور از ظلمی که روس ها یا انگلیسی ها در خریدن منابع ایران با قیمت پایین تر بر ملت ما در دوره های گذشته روا داشته اند، در کتاب های تاریخ مدرسه نوشته بودند.


یا از قرار داد های ننگینی که طی آن ها بسیار می بردند و کم می پرداختند...


حال نوبت به فرانسوی ها رسیده، پژویی که در کمتر بازارهایی در دنیا خریدار دارد، در ایران به قیمت های بی حساب و کتاب به فروش می رسد.


از میان خودمان که انتظاری نداریم کسی حرفی بزند یا کاری بکند، اما برایم جالب است ببینم تاریخ در مورد چنین فعالیت هایی چگونه قضاوت خواهد کرد. شاید هم به سادگی فراموش شود، که اگر از یاد هم  برود اولینش نخواهد بود...

برچسب‌ها: پژو، تالبوت، تکرار تاریخ

سکوتی که با نظم شکسته شود!

شنبه 14 مرداد 1396 ساعت 22:19

می شود موسیقی. با یک جستجوی سریع جملات فراوانی از شخصیت های بزرگ گذشته و حال حاضر در مورد موسیقی می تونید پیدا کنید. البته در این میان به جملات بسیار تامل برانگیزی برمی خورد انسان ... بسیار تامل برانگیز ... بسیار!


از آواز اصیل و کلاسیکی که استاد بنان به همراهی تار لطف الله مجد خوانده و با کیفیتی پایین ضبط شده تا برداشت های متفاوت محسن نامجو از موسیقی... هر کدام در جای خود اثرات عمیق و منحصر به فردی را بر شنونده دارند. گاهی نوای چند تک مضراب از مرحوم استاد پایور بر روی سنتورش، در گیرایی و اثرگذاری کوس برابری با غزلیات ناب سعدی می زند...


اگر کمی در برنامه های موسیقی سنتی رادیو قبل از انقلاب بگردیم، نمونه های بسیاری از این آثار بکر و بی نقص پیدا می کنیم. بداهه نوازی های زنده یاد شهناز، استاد شهیدی، یاحقی، موسوی، معروفی، محجوبی، پایور و بهاری ده ها استاد بی مانند دیگر که در آن دوران چه خوش می درخشیدند، در کنار اشعار پرمغز مولانا، سعدی، خواجو کرمانی، خیام، رهی، مشیری، ابتهاج و  ادبای بی بدیل گذشته و معاصر، محتوای بی نظیری را پدید می آوردند.


متاسفانه بعد از انقلاب این فعالیت ها متوقف، یا با محدودیت های بی پایه ای مواجه شد و هر چه زمان گذشت این اساتید بزرگ بیشتر به حاشیه رانده شده و یکی پس از دیگری از میان ما رفتند. معدود افرادی از آن دوران به یادگار مانده اند و اما با بی مهری های فراوان رو به رو هستند...


از معجزه موسیقی نمی توان حرف زیادی زد و تنها با گوش فرا دادن است که به عمق آن می توان پی برد.


گلهای تازه شماره 50 یکی از نمونه های خالص ادبیات و موسیقی اصیل ایران است...پیشنهاد می کنم با هر سلیقه ای که در موسیقی دارید حداقل یکبار به این برنامه گوش بدهید، ارزشش را دارد...


پـ نونـ: کانال استاد پایور منبع خوبی برای آشنایی با موسیقی اصیل ایرانی است.(لینک کانال داخل وبلاگ استاد پایور)

اندر فواید بی تفاوت ننشستن!

جمعه 6 مرداد 1396 ساعت 19:38

روزهای پایانی فروردین ماه بود که از گوشه و کنار زمزمه ای به گوش می رسید مبنی بر اجرای قانونی که به موجب آن تمامی اتومبیل های کلاسیک مجبور به دریافت پلاک تاریخی می شدند. البته در اینجا قصد ندارم به بررسی قانون مذکور، معایب آن و احیانا نکات مثبتش بپردازم ولی به همین بسنده می کنم که تقریبا تمام  مالکین خودروهای کلاسیک و علاقه مندان واقعی آن ها به شدت با اجرایی شدن آن مخالف بودند.


بعد از این که شایعه جدی شدن این قانون قوت می گرفت، تعدادی از مجموعه داران و کسانی که نسبت به عواقب اجرایی شدن این قانون آگاهی داشتند به سرعت دست به کار شدند و با برگزاری یک دورهمی در حاشیه گردهمایی خودروهای فولکس در پارکینگ آزادی، مورخ جمعه اول اردیبهشت ماه، موجبات شکل گیری کمپین "نه به پلاک تاریخی" را فراهم آوردند. در آن روز بیش از یک هزار امضا جمع آوری شد که در رسانه های مختلف نیز بازتاب مناسبی داشت. هدف این کمپین عدم پذیرش پلاک تاریخی و درخواست راه حلی جدید از مسئولین بود. در نظر داشته باشیم که در آن روزها، قانون مذکور در حال پشت سرگذاشتن مراحلی بود که پس از آن تصویب و لازم الاجرا می شد!


تعدادی از کلاسیک سواران و مجموعه داران به نمایندگی از سایرین و تمام افرادی که در این کمپین  شرکت کرده بودند، با جدیت تمام نسبت به پیگیری مطالبات خود اقدام کردند. رفت و آمدهای متعدد به سازمان ها و ارگان های مختلف صورت گرفت و جلسات بسیاری برگزار شد. در این جا باز هم از پرداختن به جزییات و چگونگی پیشرفت کارها خودداری می کنم، اما نکته ای که بسیار حائز اهمیت است، به نتیجه رسیدن این پیگیری ها در این مرحله است. بله  آگاهی و پیگیری به موقع جامعه کلاسیک سواران، منجر به توقف اجرایی شدن  قانون مذکور شد و همچنان این اقدامات تا رسیدن به نتیجه مطلوب و نهایی در حال پیگیری است. من به عنوان عضو کوچکی از جمع علاقه مندان اتومبیل های کلاسیک، برای این دسته از دوستان آرزوی موفقیت دارم.


چرا بررسی این موضوع بسیار مهم است؟


وضعیت صنعت خودرو و بازار خودرو در کشور، نه تنها فاصله بسیار زیادی با استانداردهای جهانی دارد بلکه حجم بالایی از حقوق اولیه مردم نیز در این زمینه در حال پایمال شدن است. به بیان دیگر عده ای سودجو، برای به دست آوردن حداکثر نفع ممکن، جایگاه های مدیریتی مختلفی را در صنعت و بازار خودرو به دست گرفته اند و بدون در نظر گرفتن حقوق ابتدایی شهروندان و مالکان خودرو، اقدام به وضع قوانین بی پایه و اساسی کرده اند، هر چند خودشان نیز گه گاه ناچار به زیر پا گذاشتن قوانین خود و زیر سوال بردن آن ها می شوند.


اما چرا در دهه های گذشته هیچ برخوردی با این اقدامات نابخردانه  و سودجویانه صورت نگرفته است؟


پاسخ این پرسش بسیار ساده و کوتاه است:

بی تفاوتی!


اگر چه این اتفاق در مقیاسی بسیار کوچک رخ داد و مالکین خودروهای کلاسیک با اقدام به موقع و هوشیاری توانستند مانع از پایمال شدن حقشان شوند، اما این مساله نشان دهنده آن است اگر جامعه ای با آگاهی و عدم بی تفاوتی در پی مطالبه حقوق خود برآید، قطعا به نتیجه خواهد رسید.اگر نبود، هشیاری به موقع عده ای آگاه و جهت دهی این عده به صدای اعتراض دیگران، هیچ گاه این موضوع در مسیر بهبود و مطالبه حقوق قرار نمی گرفت، چنان که شاهد هستیم قوانین بی پایه و اساسی مانند محدودیت واردات خودرو بر اساس حجم موتور، تصویب می شوند و بدون هیچ مشکلی به  اجرا در می آیند و کم هم نیست چنین مصوبات ناعادلانه ای که در طول سال های گذشته در موضوعات مختلف تصویب شده و یکی پس از دیگری با اعمال محدودیت بی پایه و اساسی، مانع از رسیدن مردم به حقوق طبیعی خود می شوند.


لذا تا بی تفاوتی هست، باید انتظار هر گونه قانون و سو استفاده ای را نیز داشته باشیم...


زمانی طعم خالص زندگی را چشیدن، ممکن بود...

پنج‌شنبه 5 مرداد 1396 ساعت 02:21

بارها با خودم فکر کردم و حتم دارم همه ما حداقل یک بار به این موضوع فکر کرده ایم که اگر در زمانی دیگر زندگی می کردیم برایمان بهتر بود یا در همین دورانی که هستیم؟  در گذشته نباید زندگی کرد البته، اما اگر خود را کمی قبل تر در دنیایی که همه چیز بسیار از وضعیت فعلی اش ساده تر بود، تصور کنیم می توانیم تصاویر لذت بخشی را در خیال خود نقاشی کنیم.



من از جنبه های مختلف زندگی در دهه های گذشته اطلاعی ندارم اما اجازه بدهید تصویر خوبی از آن برای خود رسم کنم، چه اشکال دارد؟ نکند تاریخ تحریف می شود؟ راه دوری نمی رود تمامش در همین پست چند خطی در یک وبلاگ آرام و کم رفت و آمد خلاصه می شود، فکر نمی کنم خللی در کار کسی وارد کنم با این تصورات...


البته بستگی دارد چقدر به عقب برگردیم! سه هزار سال پیش؟ هشتصد سال پیش؟ زمانی که ایران روزگار  نسبتا خوبی را در دوران سلطه صفویان می گذراند یا در یکی از قحطی های دوران اخیر؟ تصمیم گرفتن در مورد بازه زمانی هم برای خودش مشکل است! اما این بار بدم نمی آید خودم را جوانی در سال های 1330 تا 1340 تصور کنم. نکته قابل توجه این که لااقل در تصوراتم دوست دارم چیزی از مسائل سیاسی روز در فکرم رژه نرود. بگذریم...


خبری از آلودگی هوا نیست! شب ها می شود بر روی پشت بام کاه گلی، با یک شمع یا مثلا چراغ گردسوزی چند صفحه ای کتاب خواند و بعد با خاموش کردن آن منبع نور ناچیز، خود را در دامان راز آلود شب انداخت. یکی دو مرتبه و بصورت گذرا در جاده های کویری با آسمان که از تراکم ستاره ها روشن شده، مواجه شده ام. تصور می کنم در آن ایام که خبری از آلودگی هوا و نورهای اضافی در شب، آسمان محصور کننده بوده است. فرض کن آخرین تصویری که قبل از به خواب رفتن می بینی، صفحه ای تیره رنگ با انبوهی از طرح های نورانی حیرت انگیز است! البته خدا را شکر خبری از ابر و باد و باران و طوفان هم نیست در این شب خیالی...


صبحانه هایش! فرض بفرمایید شیر تازه و به شدت پرچرب در کنار دیگر مواد غذایی که واقعا طبیعی و به دور از هرگونه افزودنی هستند. به طور کلی اعتقاد زیادی به این وعده غذایی در روز دارم، پس یکی از آن سینی های بزرگ را در نظر می گیرم که پر از خوردنی های رنگارنگ است  و من هم یک دل سیر، صبحانه ای می خورم که تاکنون تجربه نکردم.


طرح پارچه ها دوست داشتنی تر بود آن زمان. رو بالشی های گلدار، لباس های ساده و خوش رنگ مردم. اما مهم تر از همه بنظرم ارجحیت "دل" دیگران بر فاکتورهای دیگر است. یعنی فکر می کنم در آن دوران، این موضوع که هر روز با گذشتن از معبرهای مختلف، بیشتر لبخند و احوال پرسی خالصانه با یکدیگر رد و بدل می شده است و گره از کار دیگران باز کردن ارجحیت داشت به میزان سود و زیانی که ممکن بود آدم در بازار متحمل شود. به نظر من سینه آدم ها هم درست مثل آن آسمان صافی که مانند بلور، ستاره ها را در معرض دید قرار می داد، شفاف بود و دل ها به هم نزدیک تر. البته که در هر دوره و زمانه ای دروغ و حیله گری و شیادی یافت می شده است، اما همسایه ها، "همسایه" بودند، هم محلی ها، "بامعرفت" و انسان ها، "انسان".


پی نوشت اول:

اینجا وبلاگی است شخصی، بنابراین ممکن است گاهی به شرح نوعی میل لنگ پرداخته شود، گاهی انتقادی از وزیری بشود، یادی از آهنگی بشود و ممکن هم هست چند خطی از تراوشات ذهنیِ تخیلی من ثبت شود.


پی نوشت دوم:

چیست این سقف بلند ســـاده بسیار نقش؟

زین معما هیـــــــچ دانا در جهان آگاه نیست...

برچسب‌ها: شب، قدیم، دل

مجله خودروها رو چطور ارزیابی می کنید؟

دوشنبه 2 مرداد 1396 ساعت 23:47

عمده نقطه ضعفی که مجله نسل برتر به عنوان نشریه تخصص خودرو بود،  اسم این مجله بود! نسل برتر اسمی بود که احتمالا درخورد هر نوع نشریه ای بود به غیر از یک نشریه تخصصی صنعت خودرو!



خدا رو شکر با پشتکار و برنامه ریزی های مدیرمسئول، سردبیر و باقی دوستانی که در این فرآیند نقش داشتند، اسم "پایش خودروها" برای این مجله برگزیده شد و جایگزین نام نسل برتر شد.


علاوه بر تغییر نام، تغییرات مثبت دیگری رو هم در شماره پیش رو تجربه کردیم مانند تغییر قطع مجله! ابعاد مجله در این شماره کمی کوچکتر شده، به نحوی که به اصطلاح خوش دست تر به نظر می رسه...


در این شماره به مطالب و موضوعات جذابی پرداختیم و فکر میکنم نظر خیلی از مخاطبان رو توانسته باشیم جلب کنیم. علاوه بر دکه روزنامه فروشی، میتونید از طریق اپلیکیشن های کتابخوان مثل فیدیبو و طاقچه نسخه پی دی اف مجله خودروها رو با نصف قیمت نسخه چاپی خریداری کنید.


در آخر به عنوان کوچکترین عضو این مجموعه،  باید از تمام دوستان و همکارانم در تیم تحریریه خودروها تشکر کنم  و به تک تک شون خسته نباشید بگم.


پیشرفتی که وارونه شد!

شنبه 31 تیر 1396 ساعت 08:10

روزگاری تعدادی از معتبرترین اتومبیل سازان دنیا در ایران نماینده رسمی  و مستقیم داشتند و علاوه بر آن خط تولید برخی محصولاتشان در ایران فعال بود. به عنوان مثال می توان به تولید محصولات کادیلاک، جیپ و شورولت اشاره کرد.


درست در زمانی که صنایع ایران از جمله خودروسازی با شتاب قابل توجهی در حال پیشرفت بودند، انقلاب به وقوع پیوست. عده ای از سرمایه داران از ترس گرفتار شدن در تغییراتی که پیش رو بود ایران را ترک کردند. عده ای دیگر نیز به تشخیص مقامات وقت و به علت ارتباط با رژیم شاهنشاهی محکوم به مصادره اموال شدند. به این ترتیب اکثر کارخانجات و مراکز تولیدی کشور مصادره شدند.


اکنون بعد از نزدیک به گذشتن چهار دهه از وقوع این اتفاقات شاهد پسرفت شدید کیفیت و استانداردهای این صنایع و تولیدی ها هستیم. موقعیت های شغلی بسیار فراوانی از دست رفتند، بسیاری از کارخانجات به ورشکستگی کامل کشیده شدند. اکنون شرکت هایی که زمانی در شراکت با برترین و معتبرترین برندهای جهانی همکاری داشتند برای بقای تشکیلات خود دست به دامان شرکت های بی نام و نشان چینی شده اند.


نتیجه این رویکرد جدید تولید محصولات چینی در همان کارخانه هایی است که روزگاری محل تولید و مونتاژ برندهایی همچون جیپ بودند.

رسیدیم به آن جا که خودرویی ساخته شد با استفاده از موتور و جعبه دنده پژو و طراحی تقلیدی از فولکس واگن که در نهایت آن را خودروی ملی خواندند! ماشین های چینی که از پشت سر گذاشتن حداقلی ترین استانداردهای بین المللی نیز عاجزند.


شاهد از دست رفتن مجموعه های بسیار باارزشی مانند کفش ملی هستیم که زمانی برای بیش از 10 هزار نفر فرصت شغلی ایجاد کرده بود و محصول با کیفیتی را در اختیار مشتریان می گذاشت . اما اکنون در حدود 700 نفر پرسنل دراین مجموعه مشغول به کار هستند و وضعیت این برند در بازار بسیار نامطلوب است...


این فرایند پست رفت تا کجا ادامه خواهد داشت؟

آیا راه حل صحیح پر کردن خلا های موجود در صنایع مختلف کشور، استفاده از محصولات بی کیفیت و بی اصالت چینی است؟

( تعداد کل: 70 )
<<    1       2       3       4       5       ...       7    >>